محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
130
آثار عجم ( فارسى )
36 . جدّ فرزدق - « صعصعه » - در عصر جاهليّت ، مردمان را از زنده به گور كردن دختران و آزار ايشان باز مىداشته و كودكان بيگناهى را كه در معرض اين ستم قرار مىگرفتهاند ، از مرگ باز مىخريد ؛ تا آنجا كه شمارهء دختران آزاد شدهاش به 360 تن بالغ گشت ؛ و پس از قبول اسلام ، پيغامبر ( ص ) او را در برابر اين نيكوكارى به اجرت و ثواب وعده داد . فرزدق را مردى شيعى مذهب و هوادار بنى هاشم دانستهاند . 37 . مطلع اين قصيده چنين است : يا سائلى اين حلّ الجود و الكرم * عندى بيان اذا طلابه قدموا يعنى : اى كه مرا از سر منزل جود و كرم همى پرسى ، مرا از نشان ، آن سخنى است كه چون جويندگانش فرا رسند ، باز خواهم گفت . ( رك : فرزدق ، محمّد رضا شريفى نيا ، انتشارات سبز ) 38 . در متن ديوان فرزدق « . . . و الحلّ و الحرم » است . 39 . از سعدى است دربارهء شبلى ( 247 تا 334 ه . ق . ) در بوستان : يكى سيرت نيك مردان شنو * اگر نيك بختى و مردانه رو كه شبلى ز حانوت گندم فروش * به ده برد ، انبان گندم به دوش نگه كرد و مورى در آن غلّه ديد * كه سرگشته هر گوشهاى مىدويد ز رحمت بر او ، شب نيارست خفت * به مأواى خود بازش آورد و گفت مروّت نباشد كه اين مور ريش * پراكنده گردانم از جاى خويش درون پراكندگان جمعدار * كه جمعيتت باشد از روزگار چه خوش گفت فردوسى پاكزاد * كه رحمت بر آن تربت پاك باد ميازار مورى كه دانهكش است * كه جان دارد و جان شيرين خوش است » . 40 . سعدى در بوستان ، چند بار به معروف كرخى اشارت دارد : - كسى راه معروف كرخى بجست * كه بنهاد معروفى از سر نخست - نبينى كه در كرخ تربت بسى است * بجز گور معروف ، معروف نيست 41 . وفات معروف در سال 200 درست است . 42 . سعدى را اشارتى چند به بايزيد است كه از آن جمله قطعهء زير است در بوستان : شنيدم كه وقتى سحرگاه عيد * ز گرمابه آمد برون بايزيد